فقط قلم

درود به دوستایی و که دعوت نکرده هم به کلبه ی کوچیکم سر میزنن.بغل

بعدش دوستایی که می خوان بیان اما کارای مهم تری دارن و با دعوت بعضی وقتا میانلبخند

چند تا خبر میدم و بعد یه کار قدیمی و میذارم

1)مزاحم تلفنی داشتم و حتی سر کنفرانس درس استاتیک چند بار زنگ زد و قطع کرد و ازونجا که برام مهم نبود خودش فرار کرد!نیشخند

فقط یه چیز من و ناراحت کرد که شماره ی من و چرا به این آدم داده بود! هرچند خودش و معرفی نکرد اما کل قضیه واسم روشنه و به حماقتشون می خندمقهقهه

2) 1شنبه 7 خرداد چهارمین جشنواره طنز تهران بود برج میلاد

با دوستام رفتیم عوض این که سالن باشیم همش بیرونش بودیم و یه برنامه طنز دیگه راه انداخته بودیم

اینم دو تا از عکسا

3) ماه خوبی بود.

انقد خووب که 1 مثنوی نیمه کاره، یه غزل با ایراد وزنی ناجور و چند تا ترانه ی نیمه کاره توو دفترام سبز شد!

 

اول غزل:

دارم شروعی سخت پایانی، نمی دانی؟

از من گذشته های و هوی مرد زندانی

کز می کنم زیر پتویم اشک می ریزم

زل می زنم تا خاطرات تلخ طولانی...

 

دوم مثنوی:

منی که خسته ازین قصه های کوتاهم

منی که بخش بلندی از آه ِ در چاهم

منی که پنجره هایم همیشه تیره شدند

بدون پلک زدن بر زمانه خیره شدند...

 

و آخرین ترانه ی نصفه کارم:

حسرت مردای آبادی شدی

چادر گل گلیت عین مزرعه ست

نه مث ِ سیاهیای دور و بر

که شبا می چرخن اینجا دست به دست...

 

4) همیشه دوست داشتم یه سنگ سیاه سیاه داشته باشم که توو دریا پیداش کردم. سال 88 بود. هرجا میرفتم باهام بود و واقعن سنگ صبورم شده بود.

انقدم خوش دست و صیقلی بود سطحش که دوست داشتم دستم باشه همیشه

کاری و که اون موقع نوشته بودم رو دوباره میذارم براتون و همین!

قلم نامه 2

 

 

حالا که می خواهم بنویسم، گریه نمی کنی

 

حالا که دلم تنگ است، کوچه ی بن بست شده ای

 

حالا که ناراحتم تو کاملا راحت شده ای

 

به دور خودم می چرخم و تو نقطه ای نمی پیچی

 

آن قدر مقاومت می کنی که با سماجت بیشتری بر تن شب تو را

 

به حرکت در می آورم

 

پاهایت بر آسفالت کشیده می شود و همه جا آتش می گیرد

 

ورق های عمرم می سوزد

 

.

 

بیهوده می چرخانمت وقتی دردها را می بینی و نمی پیچی

 

لال شده ای

 

لال تر از سنگ صبور سیاهی که هر آهی که می کشم،

 

هیچ نمی گوید

 

گیج شده ای

 

می چرخانمت و باز هم می چرخانمت

 

اما نه، این تویی که مرا دور خودم و خودم را دور من می چرخانی

 

دردها را می بینم و به خودم می پیچم

 

می پیچم، می پیچم

 

آن قدر که کل پیچ های زمین نیز برای پیچیدنم کم می آیند

 

زیر پایم خالی می شود

 

چه قدر با مرامی

                                 1388/8/24

____________________________________________

به ماه های من ایراد نگیرین که بعضیاش یه روزه و بعضیاشم بیشتر از یه ماه شماها شایدم سال!

/ 10 نظر / 15 بازدید
pooneh

ali bood

سارا

سلام دوست عزیز ! مرسی ک خبرم کردین ! شاید از اون دسته دوستانی باشم ک وقتی خبرم میکنین میام . راستش واقعن مشکل دارم . هم نتم اعصاب خوردکنیه ، هم مشکلات زیاد دیگه . [نگران] اما درکل از شعرای نیمه کاره ی شما خیلی خوشم اومد . اگه کامل بشه ؛ میشه شعرای قوی از آب درآورد . شعرای نیمه کاره ی من تقریبن شاید نزدیک ب 200 قطعه باشه . همینطور داستانای زیاد نیمه کاره دارم ک مدتهاس منتظر بلوغ کاملشونن و کامل نمیشن . زیاد فرصت نمیکنم .[نگران] قلم نامه 2 هم زیبا بود . بخصوص بخش پیچش ها و جاهایی ک انگار مخاطب رو داشتین برای ما تصویر میکردین . بهترین ها مال شما با این گل [گل]

سارا

عکسا هم جالب بود . منو یاد خاطرات شیطنت خودمو دوستام انداخت .[قهقهه] اما حالا شدم مظلوم و گوشه نشین و بی رفت و آمد . [دلشکسته][گریه] همیشه شاد باشین دوست من !

مریم

سلام مرسی برا عکس و تبریک که کارا نیمه کارتونم اینقد عالی و خوبن[گل]راستی با این مطلبتون میخواستید بگید بی دعوت نیایم!!!!!....

نگار

شعرایی که نوشته بودید قشنگ بودن آره درست حدس زده بودید من خیلی به شعر و ترانه علاقه دارم و مخصوصا مهدیه لطیفی عزیز رو خیلی دوس دارم خوش بحالتون شما پسرها چقدر راحت و بی دغدغه عکستون رو میزارید من یه عکس نصفه نیمه هو سانسوری از خودمو دوستام گذاشتم ولی... بگذریم اینجا ایرانه و شرایط داغون موفق باشی

فیضی

سلام رفیق خیلی ماهی ترانه خوبه میدونم از درد سارقین گرامی نمزاری ام واسه نمونه یکی دوتا کامل بزار [گل]میدونم خوش اومدم گرچه دیر اومدم .

نگار

سلام منم شعر می گم اما ریاضی می خونم چون حوصله ی حفظ کردن نداشتم از یه طرفم دلم می خواد تحصیلات آکادمیک ادبیات داشته باشم اما نمی تونم به هر حال ترانتو ن که کامل شد میام می خونم تو عکس فکر کنم شما نفر دوم از سمت چپ باشید خداحافظ

ش.ز

سلام...وقت کمی داشتم و دارم.....نشد که زودتر بیام...خوبه نوشته هاتون رو میشه خوند وحسش گاهی تو ذهن آدم میمونه وماین خوبه.....ترانه هاتون بهترن امیدوارم موفق باشید.

آینه ی نابینا

سلام دوست خوبم ! شما چرا پست جدید نذاشتین ؟ شاید مثل من کم کارشدین . شاد باشین . [گل]