یه شروع نصفه نیمه

نمیدونم از آخرین باری که پست گذاشتم چقدر میگذره. اصلن فضای وبلاگ که واسم حکم زیر خاکی و داره الان، اما نمیدونم چی شد که دلم گفت اینجا رو یه کم خط خطی کنم و یه رباعی بذارم.

خیلی چیزا از وقتی که نبودم عوض شده و خیلی چیزای دیگه هم عوض بشه بی تفاوت فقط رد میشم از کنارشون. به قول معروف بگذار و بگذر یا این نیز بگذرد دیگه جزیی از زندگیم شده و واسه هر چیزی خودم و درگیر نمیکنم

با این حال شعر، این رفیق روزای دور هر از چند وقتی بهمون لطف می کنه

___________________________________________________________

  یک عمر بدون غصه می خوابیدم

  تا این که تو را دفعه ی اول دیدم

  با گریه قرار دارم و غمگینم

   ای کاش به عاشقان نمی خندیدم

با گریه قرار دارم

 

یا حق

/ 0 نظر / 28 بازدید